زندگی زنبوری ( BEE MOVIE ) :
خب بالاخره دوبله این کارتون هم به بازار اومد . اره دزست متوجه شدین این همون انیمیشنیه که پارسال همزمان با رتتویی اکران شد و می خواست با اون رقابت کنه ولی توی این مبارزه شکست خورد و موش سرآشپز تونست عنوان اسکار بهترین انیمیشن سال رو به اسم خودش ثبت کنه .
اگه بخواین از بعد گرافیکی این دو تا رو باهم مقایسه کنیم باید بگم که موش سر آشپز یک سر وگزدن بالاتره و از اون ریزه کاریها و جزئیات و نور پردازی رتتویی به هیچ وجه توی زندگی زنبوری دیده نمی شه و سازنده ها بیشتر سعی کردن از اشکال ساده و با جزئیات کمتر یا بهتره بگم که بدون هیچ جزئیاتی استفاده کنن .از نظر داستان و محتوا هم به نظر من داستان رتتویی جالب و جذاب تر بود البته نه این که زندگی زنبوری اصلا خوب نباشه ها ،مثلا صحنه های پرواز زنبورها خیلی جالب و عالی کار شده بود و نقطه قوت فیلم بود . من حتی جایی خوندم که سازنده های این انیمیشن یه نرم افزار مخصوص صحنه های پرواز این فیلم درست کردن تا که واقعی تر به نظر بیاد که به نظر من موفق هم شدن .
خب دیگه تعریف و انتقاد دیگه بسه بریم سراغ داستان فیلم :
داستان این کارتون هم درمورد یه زنبور به نام Barrye که بعد از فارغ التحصیل شدنش میخواد بره سر کار و مجبوره از چند تا شغلی که داخل کندو هست و همه هم مرتبط هستند به ساختن عسل یکی رو انتخاب کنه ولی اون دلش نمیخواد که تا آخر عمرش توی کندو کار کنه و اینه که یه روز به همراه زنبورهای گرده جمع کن از کندو میزنه بیرون و اونجا با یه خانم به نام Vanesa که جونشو نجات میده دوست میشه .یه روز دوتاییشون میرن به یه فروشگاه بزرگ و اونجایه که زنبور کوچولوی ما میفهمه که آدمها عسلهایی رو که اونابا کلی زحمت درست میکنن رو میدزدن و توی مغازه هاشون میفروشن ، اون با دیدن این صحنه تصمیم میگیره که از آدمها شکایت کنه و موفق هم میشه ولی......

عشق یعنی صحبت بی واهمه شرم ایوب نبی از فاطمه
عشق یعنی انتظار منتظر سینه ای مجروح از مسمار در
عشق یعنی گریه های حیدری دختری دنبال نعش مادری

این کوزت ، ژان والژان ندارد !
مدفن کرمهای شب تاب (Grave Of The Fireflies) :
اگه شما هم از اون دسته از کارتون خور هایی باشین که با تماشای کارتون های ژاپنی حال میکنین و چیزی حداقل دو ساعت از وقتتون رو پای دیدن این قبیل انیمیشن ها میزارین ( به لحاظ طولانی بودن این گونه کارتونها ) و هنوز مزه کارتونهایی مثل شهر اشباح ، سامورائی ، خون ، قلعه متحرک هاول و ......زیر دندوناتونه پس بدون شک با این کارتون هم حال میکنین البته به گونه ای متفاوت لابد می پرسین چرا ؟
چون که تمام ذهنیتی که ما از انیمیشنهای ژاپنی داریم اینکه توی اونها پره از پری و جادوگر و موجودات تخیلی دیگه که اکثر اوقات هم انتهای خوشی دارن و آدم خوبها ی داستانها پیروز میشن . ولی توی این یکی از این خبرها نیست یعنی این که تمام شخصیتهای فیلم آدم هستن ( شاید بعضی از حیوونای کارتونهای دیگه از این آدمها مهربونتر باشن ) و آخرش هم یه خوبی و خوشی ختم نمیشه .
داستان فیلم هم در مورد یه خواهر و برادر ( به نام ستسوکو و سیتا ) یه که مادرشونو توی جنگ جهانی دوم از دست میدن و مجبور میشن برای مدتی _ تا وقتی که پدرشون از جنگ برگرده و اونا رو با خودش ببره _ پیش یکی از افوام دورشون زندگی کنن ولی مادر این خانواده وقتی که می بینه خبری از پدر اون بچه ها نشد کم کم شروع به بد رفتاری میکنه تا اون مجبور میشن از خونشون برن و با مقداری از پولی که مادرشون توی بانک گذاشته برای مدتی توی یه پناهگاه زندگی میکنن تا این که پسره ( سیتا ) متوجه خبر مرگ پدرش میشه و از طرفی خواهرش هم مریض میشه تا این که .................... ترجیح میدم که بقیه داستان رو خودتون ببینین چون نوشتن از این آخرش یه مقداری برای من سخته .
این کارتون پره از صحنه های درام که دیدنش منو شخصا تحت تاثیر قرارداد و حالم گرفته شد اخه مگه این دو تا طفل معصوم چه گناهی کرده بودن که مجبور بودن چنین تاوان سختی رو در توی بهترین روزهای زندگیشون یعنی سیتا توی نوجوانی و ستسوکو هم توی بچه گیش بپردازن نمیدونم شایدم چون که ما نمونه های عینی این کارتون رو داریم هر روز میبینیم یه مقداری برامون ( یا حداقل برای من ) واقعی تر جلوه میکنه آره اشتباه نمیکنین همین کنارمون هستن توی فلسطین . عراق ، افغانستان ، لبنان و.........
پس هر وقت شما هم این کارتون رو دیدن و یه مقداری اون ته ته دلتون برای این دو تا غصه خوردین و مثل خیلی ها راحت ازکنار تنهایی و معصومیت این دو تا نگذشتین بدونین و مطمئن باشین که کودک درونتون هنوز زنده است و از این بابت خدارو شاکر باشین .


